دسته بندی ها

بادبادک باز(جیبی)

کد شناسه :233309
بادبادک باز(جیبی)

کتاب بادبادک باز: انگشتش را بلند کرد از من خواست صبر کنم و رفت خانه اش. لحظه اي بعد با چيزي که توي دستش بود آمد بيرون. ديشب اصلا فرصت نشد من و حسن اين را بدهيم به شما.....

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر