دسته بندی ها

دماغ

کد شناسه :212178
دماغ

کتاب دماغ: مريم ئوگين که اکنون از بند رها شده بود برابر آن دو به زانو درآمد و در سکوت به شوربختي جان گناهکار خويش بگرييد. ماگوهي چي چشمان خسته را از رنج ديدن بهم برنهاد و ئوسومي چهره ي در هم شکسته ي خود را از نفرتي که داشت بگرداند.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر